***من از دو کوهه آمده ام اینجا غریبم***
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


انعکاس

وای بر ما؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                  بسم رب الشهدا

اعوذ بالله من نفسی

                با نفس هایم غمی آمیخته                     اشک از مژگانم اویخته

                ایستاده مهدی صاحب زمان(عج)             پای آن گلدسته های ریخته


طبق خبری که تازه به دستم رسید(چقدر دیر) امروز دوباره تو حرم عسگریین بمب گذاری شده

طبق اخباری که خوندم و شنیدم در این انفجار ابتدا گلدسته سمت چپ به صورت كامل فرو ریخت و سپس گلدسته دوم تخریب شد.

امام زمان شرمنده ایم!!!!!!!!!!!



نوشته شده توسط :بی نشون
چهارشنبه 23 خرداد 1386-10:06 ق.ظ
نظرات() 

ای بابا . آقای خاتمی؟؟؟؟؟؟؟؟

                                     

امروز داشتم توی وبلاگها می گشتم (ازنوع مذهبیش) یه عکس دیدم باحال بود البته قدیمی هست اما باحاله 

اینم از عکس:

                                   

                                                         ای بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

           



نوشته شده توسط :بی نشون
شنبه 19 خرداد 1386-01:06 ب.ظ
نظرات() 

رسول ترک ..پاسبان خیمه امام حسین

                                                 بسم رب الشهدا

در روز 5 اسفند سال 1284 شمسی، در محله قدیمی خیابان در شهر تبریز، فرزند مشهدی جعفر و آسیه خانم یعنی رسول چشم به جهان گشود. آسیه خانم یکی از گریه کنان روضه امام حسین (ع)، با عشق و محبتی که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولی بازیهای روزگار از رسول، جوانی خلافکار و لاابالی بارآورد. بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی، رسول شهر و دیار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجایی که رسول آذری زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت یافت. یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. رسول یکی از قلدرهای شروری بود که حتی مأموران کلانتریهای تهران از اینکه بخواهند با او برخورد جدی داشته باشند بیم و هراس داشتند. می شود گفت که رسول از انجام هیچ گناهی مضایقه نکرده بود و این به زعم هیأتی ها که او در مجلسشان بود، گران تمام می شد. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. رسول ساکت بود و فقط با ناراحتی به حرفهای او گوش می داد. خیلی ناراحت و عصبانی شد ولی چیزی نمی گفت. همه جا را سکوت فراگرفته بود. به گمان بعضی ها و طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد. هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقاامام حسین (ع) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی (ع) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح خیلی زود بود و هنوز شهر هیاهوی روزانه خود را شروع نکرده بود که در یکی از خانه ها باز شد و مردی بیرون آمد. از حالتش پیدا بود که برای انجام امری عادی و روزمره نمی رود. او به سوی خانه رسول ترک می رفت. به جلوی درخانه رسید و شروع به در زدن کرد. رسول با شنیدن صدای در، خود را به پشت در رساند و در را باز کرد. پشت در کسی را می دید که به طور ناخودآگاه نمی توانست از او راضی باشد، بله، حاج اکبر ناظم مسئول هیأت دیشبی بود. همان هیأتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود. اما برخورد گرم و صمیمی حاج اکبر حکایت از چیز دگیری داشت. بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند اما چرا؟ مگر چه شده؟ ناظم دیگر بیش از این نمی خواست توضیح دهد ولی اصرار رسول پرده از رازی عجیب برداشت.

مرحوم حاج اکبر ناظم در شب گذشته در عالم خواب دیده بود که در شبی تاریک در صحرای کربلاست. او تصمیم می گیرد که به طرف خیمه های امام حسین (ع) برود ولی متوجه می شود که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. ناظم زمانی که می خواهد به آنجا نزدیکتر شود، سگ به او حمله می کند. وقتی که می خواهد خود را از چنگال آن سگ رها کند متوجه منظره ای عجیب می شود، بله، چهره آن سگ همان چهره رسول ترک بود. مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین (ع) را رسول ترک برعهده داشت. این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. بله، رسول به یکباره اسیر زلف یار شده بود و دیگر هر چه بر زبان می آورد شهد و شکری سوزان بود؛ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند او از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین (ع) می شود به گونه ای که هر سخنی  که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت و از این رو به حاج رسول دیوانه شهرت یافت و داستانهای شگفت انگیزی از او نقل می شود که ارادت او را به این خاندان عزیز اثبات می کند.
سرانجام در شب نهم دی ماه سال 1339 شمسی مصادف با پانزدهم رجب سال 1380 قمری درحالی که او حاج اکبر ناظم را بر بالین خود می بیند با گفتن مکرر »آقام گلدی ، آقام گلدی« روح بزرگش از بدنش خارج و به دیار باقی می شتابد. جنازه مطهرش را در قم، در کنار تربت پاک خانم فاطمه معصومه (س) در قبرستان حاج آقای حائری (قبرستان نو) به خاک می سپارند. روحش همنشین ابدی مولایش باد.

برگرفته از کتاب رسول ترک
نوشته محمدحسین سیف اللهی
بازنویسی هادی ناصر


منبع وبلاگ رقعه



نوشته شده توسط :بی نشون
شنبه 19 خرداد 1386-02:06 ق.ظ
نظرات() 

خبر مهم

                                             بسم رب الشهدا

اعلام شهادت فرمانده تیپ ‪ ۲‬لشگر حمزه


این در حالی است كه در بهمن ماه سال گذشته هم فرمانده لشگر حمزه و فرمانده یكی از تیپهای آن به شهادت رسیدند.


روابط عمومی تیپ ‪ ۲‬اباعبدالله‌الحسین (ع) لشگر ‪ ۳‬نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا، روز پنجشنبه، با انتشار اطلاعیه‌ای ضمن اعلام شهادت فرمانده این تیپ، بر تداوم برخورد با اشرار و دفاع از كیان ایران اسلامی تا آخرین قطره خون تاكید كرد.
این در حالی است كه در بهمن ماه سال گذشته هم فرمانده لشگر حمزه و فرمانده یكی از تیپهای آن به شهادت رسیدند.
به گزارش ایرنا، در بخشی از این اطلاعیه آمده است: در آستانه ایام سوگواری دخت نبی‌اكرم حضرت فاطمه زهرا (س)، دست پلید جنایتكاران و مزدوران استكبار جهانی به خون پاك جوانان این مرز و بوم آغشته شد، سردارانی از دیار عاشقان و یادگارانی از صحنه‌های نفس‌گیر نبرد حق علیه باطل، سردار شهید علیرضا طالعی فرمانده تیپ ‪ ۲‬ابا عبدالله‌الحسین (ع) و سردار شهید قربانعلی ابراهیمی، مسوول اطلاعات تیپ ‪ ،۲‬از بازماندگان قافله شهدا به همراه چند تن از یاران خود با نوشیدن شهد شیرین شهادت حین انجام وظیفه در برقراری امنیت منطقه شمالغرب كشور در شهرستان سلماس به كاروان شهدای انقلاب اسلامی پیوستند.
این اطلاعیه افزوده است: حقا كه عروج ملكوتی این عزیزان خونین بال كه تاب تحمل دورماندن از یاران شهید سالهای خون و حماسه را نداشتند، به این كلام امام راحل عینیت بخشیدند كه شهدا در قهقهه مستانه‌شان و شادی وصلشان عند ربهم یرزقون‌اند.
شهادت اعضای تیپ ‪ ۲‬سلماس در این اطلاعیه به ساحت مقدس امام زمان (عج)، فرماندهی كل قوا و امت شهید پرور تسلیت گفته شده است



نوشته شده توسط :بی نشون
شنبه 12 خرداد 1386-01:06 ب.ظ
نظرات() 

تسلیت

                                                      بسم رب الشهدا

        اعوذ بالله من نفسی

          

            بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید               گل تاب فشار در و دیوار ندارد

پیشاپیش شهادت جده سادات حضرت فاطمه زهرا (س) و ایام فاطمیه را به امام زمان(عج)و به تمامی عاشقات اهل بیت و شیعیان تسلیت می گم..

                  

                                                               

                                                                                             التماس دعا.............

                                     



نوشته شده توسط :بی نشون
شنبه 5 خرداد 1386-06:05 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic